شجاع
178
أنيس الناس ( فارسى )
بيت اى واى منى گر تو به چشم همهكس * همچون بنمايى كه به چشم من درويش چه از خواصّ عشق آنكه عيوب معشوق در چشم عاشق ننمايد ، مگر زمانى كه عشق و تعلّقش نقصان يابد . حكايت بود مردى شيردل خصمافگنى * گشت سالى پنج عاشق بر دنى داشت بر چشم آن زن همچون نگار * يكسر ناخن سپيدى آشكار زان سپيدى مرد بودى بىخبر * گرچه بسيارى برافگندى نظر مرد عاشق چون بود در عشق زار * كى خبر دارد ز عيب چشم يار بعد از آن كم گشت عشق آن مرد را * دارويى آمد بديد آن درد را عشق آن زن در دلش نقصان گرفت * كار او بر خويشتن آسان گرفت چون بديد آن مرد عيب چشم يار * آن سپيدى گفت كى گشت آشكار